تبليغاتX
بی حجاب

بی حجاب

پیشنهاد جالب  لینک دانلود

tazahorate_asemoni

حتما" دانلود و اطلاع رسانی کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:38  توسط سیروس  | 

ميدانيد نشانه هاي زن و شوهر بودن دو نفر چيست؟

روزي زن و شوهر جواني از راهي مي رفتند . ماموران تا آنها را ديدند خواستند گيري دهند پس پرسيدند شما دو با هم چه نسبتي دارديد؟ زن و شوهر جواب دادند : زن و شوهريم . از آنها مدرك خواستند گفتند نداريم ! ماموران پرسيدند پس چگونه باور كنيم كه شما دو نفر زن و شوهريد؟ گفتند ما نشانه هاي فراواني داريم براي ثابت كردن اين امر ! اول اينكه آن مدل افراد كه شما مي گوييد دست در دست هم مي روند و ما دستهايمان از هم جداست دوم آنكه آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه مي كنند و ما رويمان به طرف ديگريست سوم آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن   با احساس با هم حرف مي زنند و ما به هم هيچ احساسي نداريم !  چارم آنكه آنها با هم بگو بخند مي كنند و ما غمگينيم پنجم آنكه آنها به هم چسبيده راه مي روند و ما يكي از آن يكي جلو تر مي رود ششم آنكه آنها هنگام با هم بودن كيكي بستني چيزي مي خورند و ما هيچ نمي خوريم هفتم آنكه آنها هنگام با هم بودن بهترين لبسهايشان را مي پوشند و ما لباسهاي قديمي تنمان است هشتم آنكه.... پس ماموران عصباني گشتند و گفتند : برويد برويد !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 21:7  توسط سیروس  | 

مردان و ازدواج

تحقيقات نشان داده كه فقط 20% مردها عقل دارند
.......
80% بقيه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي كنند
بر اثر كمبود حوصله طلاق مي دن   
ولي نكته جالب اينه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي كنند

مردها سه تا آرزو دارن :
 اونقدر كه مامانشون مي گن خوش تيپ باشن
 اونقدر كه بچه شون مي گن قوي باشن
و مهم تر از همه اين كه
 اونقدر كه زنشون شك داره دوست دختر داشته باشن !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مديون موفقيت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟

مرد اولي : امان از دست اين زنها !؟ زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت
دومي : خوش به حالت ! زن من تمام دارائي مو برداشت و نرفت

زن به شوهر : من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم
مرد : عزيزم چرا عصباني مي شي ! خب من هم عاشقت بودم اينو نفهميدم

 يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه:
مردن براي زني كه عاشقشي از زندگي باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟

مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردی
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا' وجود نداره ؟؟؟؟؟؟

مرد و زن به خاطر اين ازدواج مي کنند که نمي دانند خودشان بايد با خودشان چکار کنند.
  آنتوان چخوف 

تا قبل از ازدواج فقط مرگ مي تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هر چیزی می تواند سبب جدائی آن ها شود.
 سامرست موام

جوانان بسيار خوبي را ديده ام که لياقت بهترين سرنوشت ها را داشتند اما تحت تاثيرحماقت ذاتي خود يکسره به سوي مجلس عقد رهسپار شدند.
 ميخاييل لرمانتوف 

مرد بي زن هميشه پيراهنش پاره است و مردد زن دار اصلا پيراهن ندارد
 " ضرب المثل ايراني

  ازدواج براي کساني که تصور مي کنند صبح روز بعد از آن ، آدم ديگري مي شوند موضوعی نااميدکننده است .
 ساموئل راجرز 

تاهل يک کلمه نيست، يک جمله است و تمام ايراد قضيه همين است
 دين مارتين 

مرد با ازدواج روي گذشته اش خط مي کشد ولي زن بايد روي آينده خودخط بکشد.
 سينکلر لوييس

مردي که درپي يک ازدواج موفق و شاد است بايد دهاني بسته و حساب بانکي پر و پيماني  داشته باشد .
  گروچو مارکس

قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هايي مي انديشد که شما گفته ايد اما بعد ازازدواج ، مرد قبل از اين که شما حرف بزنيد به خواب مي رود.
هلن رولان

 زنان با اين آرزو با مردان ازدواج مي کنند که مردان تغييرکنند... که نمي کنند
مردان با اين آرزو با زنان ازدواج مي کنند که زنان تغيير نکنند... که می کنند.

  خيلي بامزه است: هنگامي که زنان از ازدواج خود داري مي کنند اسمش را مي گذاريم عشق به استقلال اجتماعي اما وقتي مردان از ازدواج خودداري مي کنند به آن مي گوييم ترس از مسووليت اجتماعي
 وارن فارل

 اگر مي خواهي براي يک روز معذب باشي مهمان دعوت کن. اگر مي خواهييک سال عذاب بکشي پرنده نگه دار واگر مي خواهي مادام العمر در عذاب باشي ازدواج کن
" ضرب المثل چيني"

ازدواج ، سطل آشغال احساسات است.
 لرد ويول

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:47  توسط سیروس  | 

حقايقي تلخ در مورد مردان

 

▪ مردان خوب، زشت هستند.

▪ مردان خوش قيافه، خوب نيستند.

▪ مردان خوب و خوش قيافه به جنس موافق تمايل دارند.

▪ مردان خوب، خوش قيافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

▪ مرداني كه آنچنان خوش قيافه نيستند، ولي خوبند، پولدار نيستند.

▪ مـرداني كه آنچنان خوش قيافه نيستند، ولي پولدار و خوبند، تصور مي كنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستيم.

▪ مردان خوش قيافه و بي پول، بدنبال پول ما هستند.

▪ مردان خـوش قـيافه، كه آنچنان خوب نيستند و تا حدي به جنس مخالف علاقمندند، تصور نميكنند كه ما به اندازه كافي زيبا هستيم.

▪ مرداني كه تصور مي كـنـنـد مـا زيـبـا هستـيم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدي خوش قيافه و پولدار هستند، آدمهايي ترسو و بزدل ميباشند.

▪ مرداني كه تا حدي خوش قيافه هستند، تاحـدي خـوب هستند، مقداري پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتي هسـتند، و هرگز اولين قدم را برنمي دارند ( براي آشنايي پيش قدم نمي شوند).

▪ مرداني كه هرگز قدم اول را برنميرارند، زماني كه ما پيشقدم مي شـويم، اتوماتيك وار علاقه را در ما از بين ميبرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:24  توسط سیروس  | 

تظاهر به باكره بودن

طبق گزارشي از ايستگاه راديويي آسيا، برخي از زنان آسيايي ساكن بريتانيا تا بدان جا پيش مي‌روند كه بكارت خود را جعل مي‌كنند، زيرا در جامعه‌اي كه درباره ي اولين رابطه جنسي هنوز افسانه‌هاي بسياري وجود دارد و بر حفظ "عفت" ارج زيادي گذاشته مي‌شود، چاره‌اي جز اين نمي‌بينند.

متخصصان و مددكاران اجتماعي در برنامه‌اي مستند از سوي شبكه آسيايي بي بي سي، به نام "مثل يك باكره"، گفتند در صورت برقراري رابطه‌ي جنسي پيش از ازدواج، جان برخي از زنان جوان به خطر مي‌افتد و شايد مجبور شوند از خانه فرار كنند.

طبق اين برنامه ي تحقيقي راديويي، در نتيجه زنان جوان از خون مصنوعي استفاده مي‌كنند و حتا به دوختن پرده بكارت روي مي‌آوردند تا تظاهر كننند كه باكره هستند.

اين رسم بازتاب نگرش اجتماعي در بسياري از بخش‌هاي شبه‌قاره ي هند است، چنانچه در اين برنامه اكثر پسران بين 17 تا 21 سال مورد مصاحبه در منطقه "وست ميدلاندز" - منطقه‌اي با ساكنين آسيايي‌ زياد - ترجيح مي‌دهند با زني باكره ازدواج كنند.

مفهوم "ناموس و عفت" هنوز در ميان بسياري از جوامع آسيايي ساكن بريتانيا حفظ شده است و نه تنها با ازدواج اجباري، بلكه با قتل زنان جوان نيز پيوند خورده است.

يكي از مشاوران سابق سازمان آموزش بهداشت جنسي به نام "بروك" گفت زنان آسيايي جوان روزانه از وي اطلاعاتي درباره تظاهر به باكرگي مي‌خواهند - و او به خاطر حفظ جان اين زنان، اين اطلاعات را در اختيارشان قرار مي دهد.

او گفت: «آن‌ها گاهي به مركز مي‌آيند زيرا با دوست پسرشان رابطه جنسي داشته‌اند و نگرانند مبادا شوهران آينده بفهمند كه ديگر باكره نيستند.»

«بعد در باره اسطوره‌ها بحث مي‌شود و اين كه طي اولين رابطه‌ي جنسي بايد دختر خونريزي داشته باشد. بنابراين مي‌توانيم بگوييم، "خيلي از دختران خونريزي نمي‌كنند".»

«مشكل اين جاست كه بسياري از مردان و مردم آسيايي اعتقاد دارند كه اين كار درست است و بنابراين آن‌ها (دختران) نگرانند كه ازدواج كنند و شب اول خونريزي نكنند و شوهرشان فكر كند كه آن‌ها باكره نبوده‌اند و نگران تمام مشكلاتي كه بعداً در زندگي‌شان پيش مي‌آيد.»

بي‌آبرويي اجتماعي

او گفت كه زنان از جوهر قرمز و خون جعلي استفاده مي‌كنند كه از فروشگاه‌ها مي‌توان خريد و آن را درون واژن خود قرار مي‌دهند يا پس از رابطه جنسي روي ملافه مي‌ريزند. يك زن پاكستاني گفت او كسي را مي‌شناخت كه از يك شيشه جوهر قرمز استفاده كرده بود و با آن از خطر جست. "مادر شوهرش خيلي خوشحال بود".

اين مشاور با تأكيد بر جديت موضوع گفت، او موافق است تا درباره ي جعل باكرگي اطلاعات ارائه شود زيرا "براي برخي از دختران خطر جاني وجود دارد و اين خطر به حدي است كه اگر نتوانند تظاهر به باكرگي كنند، با عواقب مهلكي روبرو خواهند شد."

يك مددكار اجتماعي كه در غرب لندن با زنان آسيايي جوان كار مي‌كند، گفت، برخي از دختران مجبور شده‌اند از خانه فرار كنند و به خانه ي زنان بروند "زيرا زندگي‌شان در خطر بود. مي ترسيدند كسي موضوع را بفهمد."

ليندا كاردوزو، متخصص زنان در بيمارستان كالج كينگز در لندن، گفت برخي از زنان آسيايي مأيوسانه درصدد دوختن پرده بكارت برمي‌آيند، اما مرمت پرده "خيلي سخت" است زيرا هميشه بافت كافي براي دوختن وجود ندارد.

هدف اصلي از ترميم پرده، خونريزي در شب زفاف است، اما البته زنان بسياري هم هستند كه در شب زفاف خونريزي نمي‌كنند، خواه باكره باشند يا نباشند.

علت آن است كه پرده گاهي خيلي ارتجاعي است، شايد ناشي از استفاده از تامپون براي دوران قاعدگي باشد، شايد بر اثر ورزش زياد و بافت‌هاي حساس باشد و بنابراين زنان زيادي هستند كه در اولين رابطه جنسي خود، خونريزي نمي‌كنند.

وي افزود: «بنابراين تضميني وجود ندارد كه اين زنان به هدف خود برسند.»

در اين بخش از بيمارستان تا به حال 24 عمل دوختن پرده انجام شده است، اما بسياري از اين گونه عمل‌ها نزد پزشكان خصوصي انجام مي‌شود و هر عمل بين 1500 تا 2000 پوند خرج برمي دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:59  توسط سیروس  | 

کارگران لاستیک البرز جاده تهران - اسلامشهر را بستند/عکس(کیان تایر)

 

 

 

1387/01/24
16:34 چاپ

خبر - كارگران لاستيك البرز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود ، صبح امروز با آتش زدن مواد زائد و لاستیک های بی استفاده، باعث مسدود شدن مسير رفت و برگشت جاده تهران – اسلامشهر شدند.


به گفته كارگران در هفته گذشته نيز آنها با روشن كردن آتش در محوطه كارخانه اعتراض خود را نسبت به چندين ماه بي حقوقي اعلام كرده بودند.

در حركت اعتراضي امروز، كارگران با آتش زدن بطري ها و جعبه هاي نوشابه، لاستيك هاي فرسوده و ديگر مواد زائد دور ريختني از تردد خودرو ها در مسير جاده اسلامشهر – تهران جلوگيري كردند تا توجه مردم و مسئولان را به مشکلات خود جلب کنند که اين مسئله باعث شد تا خودروها مجبور شوند از مسيرهاي ديگری تردد كنند.

يكي از كارگران در خصوص حضور عوامل انتظامي و برخورد آنها با تجمع كنندگان گفت: هيچ مامور انتظامي در نزديكي محل كارخانه مشاهده نمي شود.

وي ياد آور شد: در هفته گذشته زماني كه ماموران انتظامي در صدد بر هم زدن تجمع كارگران بر آمدند، تجمع كندگان با سنگ پراني از اين اقدام جلوگيري كردند.

كارخانه لاستيك البرز بيش از هزار كارگر دارد، اين كارگران دست كم از اواخر پاييز سال گذشته تاكنون حقوق دريافت نكرده اند.

يكي از كارگران گفت: به غير از حقوق آذرماه و مبلغ 120 هزار توماني كه به عنوان حق بن در شب عيد به هر كاگر پرداخت شده است، كارگران اين كارخانه ديگر هیچ حقوقی از كارفرما دريافت نكرده اند.

آغاز اعتراض كارگران لاستيك البرز به اوائل زمستان سال 86 باز می گردد، زماني كه اين كارگران در اعتراض به اتمام مواد اوليه توليد، تصميم كارفرما مبني بر اعلام انحلال كارخانه و 4 ماه عدم دريافت حقوق نزديك به 20 روز اعتصاب شبانه روزي كردند.

با وجود آنكه اين اعتصاب با وعده مسولان پايان يافت، اما هنوز مشكلات اين كارگران بر طرف نشده است.

يكي از كارگران گفت: در كارخانه حتي به اندازه ساخت يك حلقه لاستيك مواد خام وجود ندارد.

 


عکس هایی از تجمع امروز کارگران لاستیک البرز

 

عکس: هوشنگ هادی

 

 

 

 

منبع:http://dastranj.ir/shownews.asp?NC=2603

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 20:10  توسط سیروس  | 

10 نکته مهم در زندگی زناشویی

پول،پول،پول

اگر وقت و بی وقت از او پول بخواهید،خصوصاً در میان جمع این تقاضا را از او بکنید،باید بدانید که دست و دلبازترین مردها نیز از این تقاضاهای پی در پی ناراحت می شوند و از زن و زندگی و ادامه زندگی زناشویی بیزلر می گردند.

بی اعتنایی
وقتی که می خواهد برای مدتی (کوتاه یا طولانی) به مسافرت برود نشان ندادن هیچ نوع عکس العمل برای این دوری ضربهُ سخت و مهلکی است که بر او وارد می آورید،بزودی احساس خواهید کرد که شما هستید که مایلید او به مسافرت رفته از شما دور شود این یک نسخه عملی برای سرد کردن و بی محبت کردن شوهر نسبت به خودتان است و مسلماً شما به این امر راضی نیستید.

کسالت
بهترین شوهرها و با عاطفه ترین آنها و یا پر محبت ترین مردها از اینکه شب و روز ناله های پی در پی شما را بشنوند و از اینکه مجبور باشند مداوم از شما پرستاری کرده و نارتان را بکشند،بیزارند،اگر می خواهید او را برای خودتان حفظ کنید و عشق او را از بین نبرید،یا در سلامتی خود کوشا باشید و یا هر نوع کسالتتان را به او بازگو نکنید و حتی از او مخفی دارید.

سر و صدا
وقتی که او خوابیده درها را بسته،پرده اتاق خواب را کشیده،ناگهان شما در حالی که آواز می خوانید،وارد اتاق می شوید و تمام چراغها را روشن می کنید(یک دقیقه خود را بجای او فرض کنید و احساس او را دریابید)سپس معذرت خواسته از اتاق خارج می شوید،تا اینجا کار زیاد عیب ندارد ولی بعد در اتاق دیگر،یک سی دی صوتی می گذارید و یا تصمیم می گیرید با جاروی برقی اتاقها را تمیز کرده و یا با تلفن با یکی از دوستانتان به درد دل و خنده با صدای بلند مشغول می شوید. خودمانیم فکر می کنید ادامهُ این کارها تا یک ماه،شوهرتان را برای شما حفظ خواهد کرد؟

گریه

اگر در نزد دیگران با او به مجادله برخیزید و سپس ناگهان به زیر گریه بزنید و یا اینکه صدایتان را بلند کنید و چنان قیافه حق بجانبی بخود بگیرید که دیگران نیز از شما دفاع کنند در حالیکه در دل می دانید که تنها به قاضی رفته اید آیا فکر می کنید محبت شوهرتان را بخود زیادتر کرده اید؟ و یا او را از زندگی با خود بیزار نکرده اید؟

ناراضی و پر توقع
اگر می خواهید او را فراری کنید،پس این راه را در نظر بگیرید وقتی اتومبیلی می خرد،در عوض شادی و تشکر از آن ایراد بگیرید و اگرشما را برای مدتی به یکی از شهرهای اطراف به گردش ببرد،مدام زن همسایه را به رخ او بکشید که با شوهرش به اروپا رفته. مطمئن باشید که با این راه او را برای همیشه از دست داده اید. یک لحظه فکر زنها و دخترهای دیگری را بکنید که منتظر شما هستند تا این زندگی ایده آل را از دست بدهید و آنها صاحب شوهر و زندگی شما گردند.

بدون او
مدام نگویید اگر من زن تو نشده بودم اکنون شوهر بهتری داشتم و یا اگر شوهر نکرده بودم می توانستم با خیال راحت به دنبال هنرم یروم و یا راه بهتری را در پیش بگیرم،اینها ضربه هایی است که شوهرتان برای جبران آن به سوی زنهایی روی می آورد که مدام به او می گویند بدون تو ارزشی ندارد.

اطلاعات عمومی
اگر اطلاعات عمومی شما وسیع نیست اصراری نداشته باشید که در مجالس و مجامع مخصوصاً رسمی، اظهار فضل کنید و از آنچه که نمی دانید صحبت کنید و شوهرتان را شرمنده کرده و دیگران را به تمسخر وادارید،این برای شوهرتان رنج بزرگی است و از این به بعد سعی می کند اول بدون شما به میهمانی برود و بعد بدون شما زندگی کند.

لجبازی
چطور می خواهید وقتی با او لجبازی می کنید و درست بر ضد او کار انجام می دهید مثلاً اگر او آرام و گوشه گیر است شما معاشرتی و شلوغ می شوید و اگر او مردی اجتماعی است شما از مردم کناره می گیرید،او همچنان شما را زنی ایده آل برای خود بداند و بدنبال زنهای دیگر نرود؟

از راه شکم
مردها را می شود از راه شکم اسیر و بنده ساخت،این مطلبی را هر زنی می داند. فقط کافی است یک ماه غذای او را سر موقع حاضر نکنید و یا غذا را بسوزانید و بعد با افاده زیاد بگویید “من برای آشپزی آفریده نشده ام” تا شوهرتان احساس کند که بدون شما فقط با استخدام یک آشپز!! خیلی خوشبخت تر و راضی تر بود.

پ . ن امیدوارم که شما در این نکات دقت کافی کرده و شوهرتان را فقط برای خودتان نگاه دارید.

پ . ن بنده در غلط بودن یا درست بودن این دستورالعمل اصراری نمی ورزم،اما واقعاً مردها اینجوری رام تر و برای همیشه مال خود خود شما خواهند بود،البته اگر این چاشنی رو همین الان که به ذهنم رسید ” دوستت دارم و برات می میرم” به اون اضافه کنید،باور کنید چیزی از شما کم نخواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:28  توسط سیروس  | 

پليس در خدمت امنيت هواي نفس مردان

 

دختر با آشفتگي و عصبانيت روسري اش را جلو مي كشيد و با پليس باتوم به دست حرف مي زد آن طرف تر دختر ديگري غمگين و آشفته حرف هاي دختر ديگر را تاييد مي كند ان سوي ديگر مردي ميان سال به سيگارش پك مي زد گاه با لبخند به پليس ديگر چيزي مي گويد.

اما يك دفعه صداي دختر عصباني بالا مي گيرد و در اعتراض به مرد ميانسال كه لبخند مي زد فرياد مي زند: به اين دختر بيچاره تعرض كرده اي حالا مي خندي و حاضر نيستي حتي عذر خواهي كني!›

پليس ايستاده است و نگاه مي كند گه گاه به مردمي كه جمع شده اند هشدار مي مي دهد كه نايستند .مرد ميانسال لبخند به لب مترصد ترك كردن محل است و پليس معطل مانده تا ببيند دخترحاضر است شكايت قضايي بكند يا نه.....

امادختر از خيرش مي گذرد:‹حوصله و وقت اينكه نيمه شب راهي كلانتري شوم تا از مردي كه در تاكسي مدام لمس ام كرده و آزارم داده شكايت كنم. همين حالا هم پليس اول از همه به آن دختر مسافر كه از من حمايت مي كرد تذكر مي دا د تا روسري اش را جلو بكشد.چاره اي ندارم..›.

در ميان همين سوال و جواب ها پليس تنها به دختر مسافر معترض نگاه مي كند و مرد ميانسال سيگار و لبخند به لب آرام و مطمئن صحنه را ترك مي كند.

اين تصوير تازه اي نيست آن هم در شهر ي مثل تهران جايي كه گوشه به گوشه ميدان ها نيروهاي پليس در قالب گشت ارشاد ايستاده اند تا اگر زني مانتويي كوتاه تر از حد مورد نظر يا كفشي مغاير با سليقه انها پوشيده اند ارشاد و روانه مركز پليس شوند.

هيچ زني نيست در اين شهر كه از خشونت هاي جنسي در خيابان در امان مانده باشند .هيچگاه چشم هاي اشك الود همكلاسي دوران دبيرستانم را از ياد نمي برم كه با چادر به مدرسه مي امد و در راه مورد تعرض لحظه اي يك مرد بيمار قرار گرفته بود.هنوز هم بعد از ده سال خاطره آن روز شوم در ذهن اش باقي مانده است .

آيا زن ها گناهكارند يا عامل گناه اند؟ اين سوالي است كه ذهن هر زني را به خود مشغول مي كند.زن ها از خود مي پرسند آيا لباس پوشيدن و حضور آنهاست كه باعث گناه يا بي ادبي مردان است؟

آنها مقصر اند كه مردان در خيابان آنها را مورد آزار و اذيت قرار مي دهند يا مورد خشونت كلامي و جنسي قرار مي گيرند تقصير آنهاست كه مردان بيماري هستند كه موهايشان سفيد شده اما وقتي زني كنارشان مي نشيند از خود بيخود مي شوند و زن بيچاره را آزار مي دهند؟آيا اگر به زني تجاوز مي شود به دليل اين است كه مانتوي كوتاه پوشيده؟

اگر همه زنها حجاب مورد نظر نظام را به تن كنند مردان اين شهر دست از آزار و اذيت زن ها برميدارند؟!!آيا امنيت برقرار مي شود ايا ما زن ها مي توانيم در تاريكي و روشني هوا اسوده و راحت در شهر تردد كنيم؟

نيروي انتظامي معتقد است چهره شهر را تغيير داده و امنيت اجتماعي را حاكم كرده اما چرا هنوز در خيابان كلمات ركيك جنسي مي شنويم چرا هنوز هم در تاكسي مورد آزار مردي قرار مي گيريم كه كنار دستمان نشسته چرا هنوز وقتي كنار خيابان مي ايستيم راننده هاي مرد با چشم هاي حريص اشان به سوار شدن دعوت مان مي كنند؟

چرا دختراني كه هميشه با كتاني و مقنعه و لباس تيره در شهر رفت و امد مي كنند باز هم احساس امنيت نمي كنند؟ چرا همانطور كه با زنان بد حجاب برخورد مي شود با مردان هرزه برخورد نمي شود؟

.درخشنده مسئول روابط عمومي نيروي انتظامي تهران در پاسخ به سوال يك زن كه مورد آزار كلامي يك مسافر كش بيمار قرار گرفته كه علاوه بر انكه از او پول بسيار بيشتري از كرايه اش گرفته و به او فحش جنسي داده مي گويد:‹ براي دستگيري زنان بد حجاب از دادگاه حكم گرفته ايم ولي اگر از مردي شكايت داريد بايد از او به دادسرا شكايت كنيد!›

آيا نوع پوشش يك زن از هرزگي وهتك حرمت توسط يك مرد درتامين امنيت اجتماعي مهم تر است؟ چرا براي ايجاد امنيت قاضي حكمي براي دستگيري مردان هرزه صادر نكرده؟ آيا مردي كه به راحتي در خيابان به اندام جنسي زني دست مي زند و فرار مي كند هرگز گرفتار پليس مي شود؟آايا زني چادري كه سال گذشته در شمال مورد تجاوز قرار گرفت خود مسبب اين جرم بوده؟ اگر قرار است مهرورزي تنها در حق مردان باشد و پليس به ابزاري براي تاييد خواسته مردان مبدل شود آيا اين حق زنان نيست كه منكر همه چيز شوند ودر نقش و وظيفه نيروي انتظامي شك كنند؟ و مطمئن شوند پليس در خدمت راحتي و امنيت مردان است نه زنان!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:54  توسط سیروس  | 

حق باکره بودن

 

بکارت، تابوی بکارت. داشتن حق انتخاب برای داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج. موضوعاتیه که این روزها مطالب زیادی رو این ور اون ور داریم دربارش میخونیم. یکی از آخرین موردها، مقاله ترجمه شده ای از روزنامه گاردین در زمانه است. دخترهای مسیحی‌ای که قصد دارند تا لحظه ازدواجشون باکره بمونن و نگاه عجیبی که جامعه انگلیس به این دخترها داره. یه جورایی انگار نقطه مقابل جامعه ایرانه.

اینکه این مقاله برای یک خواننده ایرانی چه سودی خواهد داشت من خیلی نمی‌دونم. مگر اینکه این حس بهشون بده که مردمی توی اروپا در وسط آزادی جنسی هستند که مثل ایرانیها باکره بودن براشون اهمیت داره. ولی فرق بزرگی که شاید خیلی مهمتر باشه اینه که بعضی از این دخترها خودشون و ظاهرا آگاهانه انتخاب کردند که باکره بمونند. کسی مجبورشون نکرده و برای باکره موندن و با نموندنشون نه قانون تنبیهشون میکنه و نه عرف.

من کلا از کلماتی مثل پاکدامنی، وقار و سنگینی، نجابت حالم بد میشه. فکر می‌کنم وقتی این کلمات رو بهم نسبت میدن که از یک سری حق‌هایی که در انتخاب نوع زندگی جنسی ام داشتم محروم شدم و این محرومیت سبب شده که لیافت داشتن این صفت رو داشته باشم.

داشتن یا نداشتن بکارت هم یکی از اون حق هایی که من به عنوان یک زن باید دربارش تصمیم بگیرم که باید از دستش بدم یا نه باید نگهش دارم. و این مهمه که تو نه تنها بر اساس قانون این آزادی و حق انتخاب رو داشته باشی بلکه اموزشهای غیررسمی حداقل در خانواده تو رو به سمتی سوق بده که تو این آزادی رو حس کنی که حق انتخاب داری و با از دست دادن بکارت نه چیزی از شخصیتت کم میشه و نه با داشتنش چیزی به اون اضافه می شه.

اگر کسی با این آگاهی به این نتیجه رسید که می‌خواد تا روز ازدواجش باکره باشهبه نظر من باید همونقدر نظرش مورد احترام باشه  که یک نفری که به این نتیجه رسیده که نمی‌خواد این بکارت رو حفظ کنه.

درباره باورهای دینی‌ای که افراد دارن  برای باکره بودن ، اگر بدون آگاهی و فقط به دلیل اینکه اون یک دستور الهیه، مثل داستان بعضی از این دخترهای مسیحی، و باید اجرا بشه،  به اون عمل  میشه، من شخصا قبولش برام سخته. ولی اگه اون‌ها این رو جز حقی که بر کنترل بدنشون دارن، میدونن، به نظرم کاملا حق قابل احترامیه.

منبع:  رها

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 22:53  توسط سیروس  |